بازگشت به سایت
بیپولی فقط حساب بانکی را خالی نمیکند؛ گاهی «احساسِ ارزشمند بودن» آدم را هم میبلعد.فشار اقتصادیِ طولانی، فقط یک بحران مالی نیست؛ یک فرسایشِ روانیِ آرام و مداوم است.وقتی ذهن، ماهها و سالها درگیرِ «بیپولی» میشود، سیستم عصبی دیگر فرصتِ امنیت، آرامش و ترمیم پیدا نمیکند. بدن در حالت هشدار میماند، خواب بههم میریزد، اضطراب بالا میرود، آستانه تحمل پایین میآید، تواناییهای هوشی کاهش مییابد و آدم کمکم احساس میکند دیگر «توانِ زندگی کردن» ندارد؛ فقط دوام میآورد.
پژوهشهای روانشناسی نشان دادهاند ناامنی اقتصادیِ مزمن با افزایش افسردگی، اضطراب، خشم فروخورده، فرسودگی روانی و تعارضهای زناشویی رابطه مستقیم دارد.اما یک لایه عمیقترِ ماجرا، چیزیست که کمتر دربارهاش حرف میزنیم: تأثیرِ فقر بر «طرحوارهها».
طرحوارهها الگوهای عمیقِ هیجانی و ذهنیای هستند که از کودکی شکل میگیرند و در بحرانها فعالتر میشوند.
بیپولی و ناامنی اقتصادی، میتواند چند طرحواره را بهشدت فعال کند:
🔹 طرحواره «نقص و شرم»:آدم کمکم احساس میکند چون موفقِ مالی نیست، پس «کافی» نیست. شرمِ پنهانی شکل میگیرد؛ شرم از مقایسه شدن، عقب ماندن، ناتوان بودن.
🔹 طرحواره «محرومیت هیجانی»:فرد احساس میکند هیچکسی واقعاً او را نمیفهمد. در سکوت رنج میکشد و فکر میکند دردش برای دیگران اهمیتی ندارد.
🔹 طرحواره «رهاشدگی و ناایمنی»:وقتی زندگی مدام غیرقابلپیشبینی میشود، ذهن دیگر به آینده اعتماد نمیکند. آدم حتی وسطِ آرامش هم منتظرِ فاجعه بعدی میماند.
🔹 طرحواره «شکست و بیکفایتی»:تورم، بیکاری و فشار مالیِ مداوم، میتواند این احساس را ایجاد کند که «من از پس زندگی برنمیآیم.»
و بعد، این طرحوارهها وارد رابطهها میشوند. آدمها زودرنجتر، حساستر و گاهی دورتر میشوند.خیلی از دعواهای این روزها فقط بر سر پول نیست؛ بر سرِ زخمیست که بیپولی روی عزتنفس، امنیت روانی و احساس ارزشمندی گذاشته.
📌 اما شاید مهمترین کاری که در روزهای فشار اقتصادی میتوانیم برای روانمان انجام دهیم، این باشد که «انزوای روانی» را متوقف کنیم.
فقر، آدمها را فقط از امکانات جدا نمیکند، کمکم از یکدیگر هم جدا میکند. آدم ساکتتر میشود، کمتر دردش را میگوید، کمتر کمک میخواهد و بیشتر در ذهنِ خودش فرو میرود.
درحالیکه پژوهشها نشان میدهند رابطههای امن و حمایت عاطفی، یکی از قویترین عوامل محافظتکننده روان در بحرانهای اقتصادیاند.در روزهای سخت، آدمها بیش از همیشه، به آدمها نیاز دارند.
✍️ دکتر علیرضا گل
مقاله آموزشی
تاثیر «بیپولی» بر طرحوارهها:
بیپولی فقط حساب بانکی را خالی نمیکند؛ گاهی «احساسِ ارزشمند بودن» آدم را هم میبلعد.فشار اقتصادیِ طولانی، فقط یک بحران مالی نیست؛ یک فرسایشِ روانیِ آرام و مداوم است.وقتی ذهن، ماهها و سالها درگیرِ «بیپولی» میشود،…
پژوهشهای روانشناسی نشان دادهاند ناامنی اقتصادیِ مزمن با افزایش افسردگی، اضطراب، خشم فروخورده، فرسودگی روانی و تعارضهای زناشویی رابطه مستقیم دارد.اما یک لایه عمیقترِ ماجرا، چیزیست که کمتر دربارهاش حرف میزنیم: تأثیرِ فقر بر «طرحوارهها».
طرحوارهها الگوهای عمیقِ هیجانی و ذهنیای هستند که از کودکی شکل میگیرند و در بحرانها فعالتر میشوند.
بیپولی و ناامنی اقتصادی، میتواند چند طرحواره را بهشدت فعال کند:
🔹 طرحواره «نقص و شرم»:آدم کمکم احساس میکند چون موفقِ مالی نیست، پس «کافی» نیست. شرمِ پنهانی شکل میگیرد؛ شرم از مقایسه شدن، عقب ماندن، ناتوان بودن.
🔹 طرحواره «محرومیت هیجانی»:فرد احساس میکند هیچکسی واقعاً او را نمیفهمد. در سکوت رنج میکشد و فکر میکند دردش برای دیگران اهمیتی ندارد.
🔹 طرحواره «رهاشدگی و ناایمنی»:وقتی زندگی مدام غیرقابلپیشبینی میشود، ذهن دیگر به آینده اعتماد نمیکند. آدم حتی وسطِ آرامش هم منتظرِ فاجعه بعدی میماند.
🔹 طرحواره «شکست و بیکفایتی»:تورم، بیکاری و فشار مالیِ مداوم، میتواند این احساس را ایجاد کند که «من از پس زندگی برنمیآیم.»
و بعد، این طرحوارهها وارد رابطهها میشوند. آدمها زودرنجتر، حساستر و گاهی دورتر میشوند.خیلی از دعواهای این روزها فقط بر سر پول نیست؛ بر سرِ زخمیست که بیپولی روی عزتنفس، امنیت روانی و احساس ارزشمندی گذاشته.
📌 اما شاید مهمترین کاری که در روزهای فشار اقتصادی میتوانیم برای روانمان انجام دهیم، این باشد که «انزوای روانی» را متوقف کنیم.
فقر، آدمها را فقط از امکانات جدا نمیکند، کمکم از یکدیگر هم جدا میکند. آدم ساکتتر میشود، کمتر دردش را میگوید، کمتر کمک میخواهد و بیشتر در ذهنِ خودش فرو میرود.
درحالیکه پژوهشها نشان میدهند رابطههای امن و حمایت عاطفی، یکی از قویترین عوامل محافظتکننده روان در بحرانهای اقتصادیاند.در روزهای سخت، آدمها بیش از همیشه، به آدمها نیاز دارند.
✍️ دکتر علیرضا گل